تبليغاتX
گروه رشد دانشجویی
جمعی از دانشجویان افغانستانی دانشگاه های اصفهان


و آن شب تا سحر غار حرا خورشید باران بود

زمان ،دل بی قرار لحظه تکوین قرآن بود

سکوت لحظه ها را می شکست از آه خود مردی

که در هر قطره اشک او غمی دیرین نمایان بود

امین مکه را می گویم آن نارفته مکتب را

یتیم خسته آری او که چندین سال چوپان بود

هُبَل آن سو میان کعبه در آشفته خوابی سرد

و عزی غرق حیرت از خدا بودن پشیمان بود

حضور عرشیان را در حریم خود حرا حس کرد

که «اقرأباسم ربک» یا محمد ذکر آنان بود


                                           عیدسعید مبعث بر همگان مبارک


+ نوشته شده در  جمعه 18 تیر1389ساعت 23:20  توسط محمد اسماعیل رسولی | 

انواع ازدواج


ازدواج نقطه آغاز شیرین زندگی مشترک دو نفر است.

ازدواج احساسانه

این نوع ازدواج با جملاتی نظیر آه که چقدر دوستت دارم! اگر تو نیایی منم بستنی نمی خورم! تو کجا بودی تو آسمونا دنبالت می گشتم رو زمین پیدات کردم و … شروع میشن. بالاخره یکی از اون دو تا به دیگری میگه من از اولم تو رو نمی خواستم!…

هر کسی هم که وضعیت اونا رو میبینه به فرزندش میگه : ببین عاقبت کنار خیابون با هم آشنا شدن و تو ماشین پراید نشستن و شماره دادن و شماره گرفتن همینه…

ازدواج عاشقانه

این نوع ازدواج کمی از احساسات بالاتر است. هر دو یکدیگر را دوست دارند و می خواهند و به یکدیگر اظهار علاقه می کنند و به عهد خود پایبندند. آنان سعی می کنند رفتارهای بچه گانه نشان ندهند و حالت های عاشقی را تمرین کنند. کمی لاغر می شوند . از خواب و خوراک می افتند و بالاخره با اصرار ، ازدواج انجام می شود.هر کسی هم که می بیندشون میگه خدایی همدیگه رو می خوان اگه بدن برای خودشون بدن اگه خوشن برای خودشون خوشن.

ازدواج عاقلانه

این نوع ازدواج بر اساس اصول اعتقادی ، رعایت نظم اجتماعی و توجه به بافت جامعه و خانواده ای طرفین انجام می شود. معمولا اگر احساسی هم در این ازدواج باشد معمولا سمت و سوی عقلی میگیرد. ازدواج هم که صورت گرفت به عنوان یک قرارداد اجتماعی و توجه به بافت جامعه و خانواده های طرفین انجام می شود. و بسیار پایبند و مقید به رعایت حقوق آن هستند. انتظار دختر و پسر از این ازدواج درک منطقی همدیگر است.

هر کسی هم که این موضوع را میبیند می گوید: خوب ازدواجی بود به هم می خوردن. دیگه عاقل شده بودن! خدا کمکشون کنه هر آدمی که برنامه ریزی کنه همین عاقبتو داره!


خلاصه بهترین ازدواج ازدواجیه که عاقلانه و آمیخته از حس عاشقانه باشه. ازدواجی که با عقل ممزوج شده و همراه با عشق و احساس باشه عالیه…!



و پیوند آسمانی  جناب مهندس حسینی را به ایشان تبریک میگویم وبرایشان خوشبختی در تمام مراحل زندگی را آرزومندم.
+ نوشته شده در  جمعه 11 تیر1389ساعت 20:32  توسط محمد اسماعیل رسولی | 

بنام آفریدگار عاشقان حقیقی!

تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست
در جوابم اینچنین گفت و گر یست
لیلی و مجنون همه افسانه اند
عشق، تفسیری ز زهرا و علیست


آشغ: از وقتی او به قلبم پا نهاده به هرطرف نگاه می کنم او نو می بینم، اینطور نمیشه باید بهش برسم.

عاشق: اگه خدا اونو برای همراهی من آفریده باشه از وقتی به اون برسم تا آخر عمرم، تنها اونو خواهم دید.

آشغ: زیباتر از او کسی رو ندیدم.
عاشق: با کمال تر و انسان تر از او ندیدم.

آشغ: نمی دونم چطور بهش ثابت کنم عاشقش(آشغش) هستم.
عاشق: می دونم بهتر از هر کسی از دلم خبر داره.

آشغ: به هرقیمتی باشه باید اونو بدست بیارم.
عاشق: حتی به قیمت از دست دادنش برای خوشبختیش تلاش خواهم کرد.

آشغ: برای رسیدن به او حاضرم تمام پلهای پشت سرمو خراب کنم.
عاشق: اگه رسیدن به او پلی به سمت تعالی هر دوی ماست آرزو میکنم خدا مارو بهم برسونه.

آشغ: خدایا مارو بهم برسون.
عاشق: خدایا ما را با هم به خودت برسون.

خدایا یاریم کن تا عاشق باشم نه آشغ!

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 خرداد1389ساعت 12:4  توسط علی اکبر حسینی | 
یارب...
نه من چنان هستم که دلخواه توست...
ونه تو چنانی که در ذهن من است,,,
اما تو در نزدیک کردن این فاصله ها قادری ومن عاجز،
عجز من بخاطر عدم درک توست
و قدرت تو به خاطر شناخت من. ..!
+ نوشته شده در  جمعه 14 خرداد1389ساعت 8:22  توسط سمیه امیری | 


استادي در شروع كلاس درس ليواني پر از آب را به دست گرفت آن را بالا برد تا همه ببينند بعد از شاگردان پرسيد :

" به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟"

شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم ......

استاد گفت من هم بدون وزن كردن نمي دانم دقيقا وزنش چقدر است. اما سوال من اين است:

اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همينطور نگه دارم چه اتفاقي مي افتد؟

شاگردان گقتند هيچ اتقاثي نمي افتد..

استاد پرسيد:

اگر آن را چند ساعت همينطور نگه دارم چه؟

يكي ار شاگردان گقت:

دستتان كم كم درد مي گيرد...

" حق با توست . حالااگر يك روز تمام آن را نگه دارم چه؟ "

شاگرد ديگري جسارتا گفت:

"دستتان بي حس مي شود. 

عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار مي گيرد و فلج مي شويدو مطمئنا كارتان به بيمارستان خواهد كشيد"

و همه شاگردان خندبدند.

استاد گفت :

"خيلي خوب است اما آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير كرده است؟

شاگردان جواب د ادند : نه

" پس چه چيز باعث درد عضلات مي شود؟ در عوض من چه كنم؟

شاگردان گيج شدند. يكي از آنها گفت : " ليوان را زمين بگذاريد".

استاد گفت : " دقيقا ! مشكلات زندگي هم مثل همين است.

اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالي ندارد..

اما مشكل وقتي به وجود مي آيد كه تصميم ميگيريم مشكلاتمان را، چه سبك چه سنگين مدتها در ذهن نگه داريم.












+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 فروردین1389ساعت 15:32  توسط معصومه احمدی | 
در این اواخر تبلیغات تلویزیونی و دیگر رسانه های تبلیغاتی تنها مختص بانکها شده است، که در آن بانکها می‌کوشند تا پولهای نقد موجود در جامعه را به هر طریقی به سوی خود جذب کنند. جذب پول نقد روشهای مختلفی دارد که یکی از این روشها دادن بهره است. کسانی که قادر به استفاده از پول نقد نیستند اغلب به سمت سرمایه گذاری در بانکها جهت گرفتن بهره رو می آورند، از جمله هموطنان ما که اجازه‌ی سرمایه گذاری و کار با پول را در جایی دیگر ندارند سعی میکنند تا پول نقد خود را در بانکها قرار داده و بهره‌ی آن را دریافت نمایند که به نظر من کار معقولانه‌ای انجام میدهند، زیرا در دنیای امروز هر ساله بلکه هر ماهه و حتی هر ساعت ارزش پول کاهش می یابد و حداقل کاری که ما باید انجام دهیم این است که ارزش پول خود را ثابت نگه داریم.
اگر دقت کرده باشید، روشی که به تازگی بانکها برای جذب پول نقد بکار میبرند، دو برابر کردن پول سپرده گذاران در عرض پنج سال است. تعجب نکنید، در حقیقت بانکها کار خاصی انجام نمیدهند. خود اشخاص میتوانند با سرمایه گذاری در همان بانک یا بانکهای نظیر آن در عرض پنج سال پول خود را بیشتر از دو برابر کنند.
برای درک بهتر این مسأله، با یک مثال این موضوع را توضیح میدهم.
به عنوان مثال شما 1,000,000 تومان پول نقد در اختیار دارید و تصمیم بر آن دارید تا در بانکی سرمایه گذاری کنید، با توجه به اینکه نرخ بهره‌ی یکساله در ایران بین 16 تا 19.5 درصد در بین بانکهای مختلف، متفاوت است، ما میانگین این بهره را 17.5 درصد در نظر میگیریم.
با توجه به این نرخ بهره، پول شما در عرض یکسال به 1,175,000 تومان افزایش می‌یابد:
سال اول:
 1,000,000 + (1,000,000 * 17.5%)= 1,175,000
سال دوم نیز شما 1,000,000 تومان را همراه با بهره‌ی سال قبل در نزد بانک سرمایه گذاری کنید:
 سال دوم:
1,175,000 + (1,175,000 * 17.5%)= 1,380,625
و این روند را تا سال پنجم ادامه دهید:
 سال سوم:
1,380,625 + (1,380,625 * 17.5%)= 1,622,234
سال چهارم:
1,622,234 + (1,622,234 * 17.5%)= 1,906,124
سال پنجم:
1,906,124 + (1,906,124 * 17.5%)= 2,239,695
مشاهده نمودید که با یک عمل ساده ریاضی، بعد از پنج سال سرمایه شما به حدود 2.24 برابر افزایش یافت.
و اگر نرخ بهره را 19.5 درصد در نظر بگیریم، در عرض پنج سال پول شما چیزی در حدود 2.5 برابر افزایش خواهد یافت.
میتوان این عمل را به صورت یک فرمول ریاضی نوشت:
 At=P0(1 + i)t
که در آن:
 At : مقدار سرمایه در سال tام
P0 : مقدار سرمایه یا پول نقد در زمانی که قصد سرمایه گذاری دارید.
i : نرخ بهره
t : تعداد سال یا دوره‌ی سرمایه گذاری شما
با استفاده از این فرمول میتوانید ارزش سایر کالاهای سرمایه‌ای مانند مسکن را در آینده تخمین بزنید البته با یک نرخ بهره معین.
حال اگر شخصی صد میلیون تومان پول نقد یا بیشتر از آن داشته باشد آیا قبول میکند که پول خود را در بخش تولید سرمایه گذاری کند. امیدوارم که سیستم بانکی کشور ما به این سمت نرود تا بتوانیم در آینده ای نه چندان دور دارای کشوری آباد و صنعتی باشیم.ان شاءاله
+ نوشته شده در  شنبه 7 فروردین1389ساعت 0:21  توسط رضا سليماني | 
هزار بار دریغا!

فردا در قیامت بامن گویند:چه آوردی؟گویم سگی با من دادی در دنیا،که من خود درمانده شده بودم تا در من و بندگان تو درنیفتد،ونهادی پر نجاست به من داده بودی،من در جمله ی عمر در پاک کردن او بودم.

دین را از شیطان آن فتنه نیست که از دوکس: عالم بر دنیاحریص و زاهدی از علم برهنه.

باید که در روزی هزار بار بمیری و زنده شوی تا باشد که زندگانی یابی،که هرگز نمیری.

جهد مردان چهل سال است:ده سال رنج باید بردن تا زبان راست شود،وده سال تا دست راست شودوده سال تا چشم راست شودوده سال تا دل راست شود.پس هر که چهل سال چنین قدم زند وبه دعوی راست آید،امید آن بود که بانگی از حلقش برآید که در آن هوا نبود.

هزار مرد این جهان را تکرارباید کرد تابه یک مرد از آن جهان برسی،و هزار شربت زهر باید خورد تا به یک شربت حلاوت بچشی.

دریغا هزار بار دریغا که چندین هزار سرهنگ و عیارو مهترو سالاروخواجه و برناکه در کفن غفلت به خاک حسرت فرو میشوند،که یکی از ایشان سرهنگی دین را نمی شاید.

هر که به نزد خدا مرد است، نزدیک خلق کودک است،وهر که نزدیک خلق مرد است، آنجا نامرد است.

عالم با مداد برخیزد،طلب زیادتی علم کند وزاهد طلب زیادتی زهد کندوبوالحسن در بند آن بود که سروری به دل برادری رساند.

الهی اگر اندامم درد کند ،شفا تو دهی.چون توام درد کنی، شفا که دهد؟!الهی مرا تو آفریدی،برای خویش آفریدی،از مادر برای تو زادم،مرا به صید هیچ آفریده مکن!

گزیده ای از سخنان شیخ ابوالحسن خرقانی بود امیدوارم مفید واقع شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 اسفند1388ساعت 9:9  توسط مرضیه مرادی | 

قدری تأمل


-چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی،دست به دعا برداری.

-به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند.

-ای انسان بمان برای ساختن و نساز برای ماندن.

-اگر خود را برای آینده آماده نسازید،به زودی متوجه میشوید که متعلق به گذشته هستید.

-آرام باش ، توکل کن و آستین ها را بالا بزن خواهی دید که خداوند زودتر دست به کار شده.

-در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از نا خدا بودن است.

-مودبانه رها کردن یک تقاضا بهتر از برآوردن یک تقاضا با خشونت است.

-همه انسانها در شهر خیال خویش اسطوره هایی منحصر به فردند.

-زندگی تو قابل احترام و ستایش است به فراسوی حصار خود برو و تمام و کمال در تنها وقتی که داری زندگی کن.

-امید درمانی است که شفا نمیدهد ولی کمک میکند تا درد را تحمل کنیم.

-هیچ وقت نمیتوانید بامشت گره کرده دست کسی را به گرمی بفشارید.

-برای تربیت اراده بهترین زمان ، ایام جوانی است.


+ نوشته شده در  سه شنبه 20 بهمن1388ساعت 13:50  توسط فاطمه مرادی | 

روان شناسان معتقدند« بیاموزید که چگونه به قلمرو درونتان وارد شوید در این صورت ،به پناهگاه

    مخصوصی وارد شده اید که همیشه در دسترس تان است»

بی تردید بسیاری از افرادی که از بی حوصلگی وبی حالی و بی رمقی وبی هدفی و مشکل مبهم جسمی شکایت میکنند ، در هماهنگی  روحی و سرور درونی مشکل دارند و از این مسأله غافلند که در روان آدمی دروازه  ای به سوی جهان معجزات واقعی موجود است. اگر این دروازه باز شود .نخستین چیزی که تحت تاثیر قرار  میگیرد ، جسم و قوای بیرونی است.الفبای نخست  ورود به این وادی سه کلمه است« امید ، باور و حرکت»  .........................




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 25 دی1388ساعت 23:24  توسط محمد اسماعیل رسولی | 

آب هست؛ خاک هست؛ جوانه باید زد!

سلام دوستان!

این طرح رو بر اساس اهداف و انتظاراتی که از گروه رشد در ذهن داشته و دارم طراحی کردم.

لطفاً نظر و برداشت خود را درباره طرح فوق ارائه نمایید.شما چه برداشت و انتظاراتی از گروه رشد دارید؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 آبان1388ساعت 14:37  توسط مدیر وبلاگ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دانشجو به اندیشه می ارزد. اندیشه نیز اگر در مسیر گفتن و نوشتن جاری و ساری نشود، در مرداب عوام زدگی و روزمرگی می گندد و بلای عقل آدمی می شود.
ما جمعی از دانشجویان افغانستانی دانشگاه های اصفهان، فارغ از ادعای نمایندگی گروه و جریانی، به این باور رسیده ایم که باید در فضای ارتباط سالم و پویا، گفتگو و خبر، اندیشۀ خود را رشد دهیم.
این گروه رشد نه در پی اثبات چیزی است و نه طرفدار و مخالف کسی یا جریانی.
ما می خواهیم برای خود رشد کنیم تا در زندگی با خود و مردم مؤثر باشیم و این خود خواهی را عین دگر خواهی می دانیم.

نوشته های پیشین
تیر 1389
خرداد 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
آرشیو موضوعی
از وطن
اطلاع رسانی صنفی
اطلاعیه ها
مثنوی خوانی
نویسندگان
مدیر وبلاگ
جواد امیری
علی اکبر حسینی
سید روح الله رضوانی
سید مرتضی رضوانی
محمدیحیی رحیمی
معصومه احمدی
سیدمجتبی حسینی
شیلا احمدی
سمیه امیری
زینب السادات موسوی
محمد اسماعیل رسولی
مرضیه مرادی
فاطمه مرادی
رضا سليماني
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM